دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۵
يادداشت هفته:

درنگي در تبليغات راست نماي آزمون‌هاي سراسري

۱۳۹۵/۱۰/۲۰

راديو يا تلويزيون را که روشن مي‌کني، به سايت‌هاي اينترنتي که مراجعه مي‌کني، در خيابان‌ها و چهارراه‌ها که عبور مي‌کني، روزنامه‌ها و مجلات متعدد سياسي، اجتماعي يا خانوادگي را که براي مطالعه مي‌گشايي و ...، همه و همه پر از تبليغات رنگارنگ مؤسسات ريز و درشتي هستند که سابقه سال‌هاي‌ تاسيس اکثر آنها گاه به تعداد انگشتان يک دست هم نمي‌رسد و همچنان  به طور روزافزون سر بر مي‌آورند و تماماً مدعي خدمت‌رساني علمي و آموزشي به داوطلبان پرشمار آزمون‌هاي سراسري، بويژه سرسلسله همه آنها يعني«آزمون سراسري» هستند، و با اين تبليغات دلفريب و جذاب، به داوطلبان نسبتاً کم سن و سال «درِ باغ سبز» نشان مي‌دهند و دايماً ذهن و جان و روان آنها را تحت تاثير قرار مي‌دهند و به اين نازنينان مرتباً و به صورت سرسام‌آوري اين نکته را القا مي‌کنند که: قبول شدن يا نشدن در کنکور؛ مساله اين است!! و کليد اين امر نيز در دستان ماست.
براستي آيا حقيقت امر چنين است؟ آيا راه ورود به دانشگاه از اين مؤسسات مي‌گذرد؟ آيا همه پذيرفته‌شدگان دانشگاه‌ها الزاماً در اين مؤسسات حضور يافته‌اند؟ آيا نفرات برتر کنکور همگي در اين مؤسسات و دوره‌هاي آموزشي آنها حضور داشته‌اند يا عکس و نامشان بدون سابقه حضور آنها در اين دوره‌ها در تبليغات اين مؤسسات قرار گرفته است؟! فراتر از اين موضوع، آيا ورود به دانشگاه کليد خوشبختي است؟ يعني آيا اگر داوطلبي در آزمون سراسري يا هر آزمون ديگري پذيرفته شود، درهاي خوشبختي و بهروزي و سعادت به روي او باز مي‌شود و در زندگي آينده‌اش ديگر با هيچ مشکل مهمي روبرو نخواهد شد و به سرچشمه آمال و آرزوهاي خود خواهد رسيد و در غير اين صورت، بدبخت‌تر از او در ميان هفت ميليارد انساني که روي اين کره خاکي زندگي مي‌کنند، کسي نيست؟!
آنچه در سطور بالا گفته شد و پرسشي که در پي آن آمد، از حقيقت تلخي خبر مي‌دهد که مدت‌هاست گريبان جامعه دانش‌آموزي و دانشجويي و در يک عبارت «نسل جوان» ما و خانواده‌هاي آنها را گرفته است و از قراين معلوم، در آينده نزديک هم قصد ندارد دست از سر اين نسل بردارد و همچنان به پيش مي‌تازد و روز به روز در مقايسه با روز پيشين، فربه‌تر مي‌شود، و اين چنين است که وسيله‌اي با عنوان «کنکور» که روزگاري، ابزار کارآمد و قابل اتکايي براي رسيدن به هدف بزرگتري يعني ورود به تحصيلات عالي به منظور دسترسي به هدف والاتر و مقدس‌تري چون خدمت عالمانه به خلق خدا بود، از جانب تجارت پيشگان به  پيش و پا افتاده‌ترين وجهي دچار شده است و عرصه‌اي براي سودجويي به سبک جديد.
از اين بحث که بگذريم، نکته اساسي مورد سؤال ما از دست‌اندرکاران امر تبليغات و اعطاي مجوز فعاليت به مؤسسات پرشمار کنکور اين است که آيا به صلاحيت علمي و صحت و سلامت محتواي تبليغ اين مؤسسات انديشيده‌ايم؟ آيا با ميدان دادن بيش از اندازه به نحوه فعاليت و اغواگري برخي از مؤسسات، با دست خود اين ذهنيت را در فکر و انديشه فرزندانمان نهادينه نمي‌کنيم که پذيرفته نشدن در کنکور، به مفهوم پايان زندگي و فرجام کار ماست و قبول شدن در آن يعني تمام زندگي و روي آوردن خوشبختي به خانه و کاشانه ما؟ آيا با حجم بالا و محيرالعقول اين تبليغات، اصلاً جاي تفکر به مسايل والاي زندگي در ذهن دانش‌آموزان ما که در آغاز جواني هستند باقي مي‌ماند تا به اين نکته فکر کنند که تنها راه خوشبختي، ورود به دانشگاه نيست و چه بسا افرادي بوده‌اند و هستند که حتي بدون داشتن تحصيلات عالي، هم به لحاظ مادي و هم از نظر معنوي، به درجات بالايي رسيده‌اند و به امر مقدس خدمت به خلق خدا پرداخته‌اند.
از سوي ديگر، آيا به اين مساله نيز انديشيده‌ايم که چرا بايد طوري فرزندانمان را تربيت کنيم که شيرازه ذهني آنها با يک «نه» شنيدن و شکست هنگام ورود به جامعه (که اين مساله مي‌تواند قبول نشدن در کنکور، نرسيدن يا دير رسيدن به هر چيز مطلوب‌ و مشروع ديگري باشد) از هم فرو پاشد؟

اين پرسش‌ها و ده‌ها پرسش ديگر از اين دست، دغدغه‌هايي است که در ذهن و انديشه همه ما حضور دارد و شيوه عملکرد برخي از مؤسسات، آنها را از ذهن بر لب جاري مي‌سازد و همگان، بويژه نهادهاي مسؤول را به اين نکته فرا مي‌خواند که: داوطلبان ورود به مراکز و مؤسسات آموزش عالي را دريابيد و نگذاريد  که اين گونه مؤسسات با تبليغات رويايي و خيال‌پردازانه خود، با وارونه‌سازي، «سراب» را به جاي «آب» در برابر عطشِ جوشان اين جوانان عزيز به آنها تعارف کنند و «پندارهاي واهي»  را در ذهن آنان جانشين و جايگزين حقايق و واقعيت‌هاي زندگي روزمره نمايند. امروز اقدام کنيد که فردا خيلي دير است. 

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به هفته نامه خبری و اطلاع رسانی پیک سنجش وابسته به سازمان سنجش آموزش کشور می باشد.